اشاره قرآن کریم به انتقال ماده از یک جهان قبلی  و جهان های موازی و بهشت و جهنم

در نوشته های پیشین گفته ایم که یکی از فرضیه های مطرح شده درباره آغاز جهان این است که بعد از انفجار یا بیگ بنگ بزرگ بخشی از تکینگ(ماده) یک جهان مرده قبلی به جهان ما منتقل شده است وبر  طبق گفته کتاب تاریخچه تقریبا همه چیز اشاره شده است آن مقدار ماده میلیاردها برابر شده است و این یعنی مساله آفرینش توسط آفریدگار را اثبات می نماید.

باید بدانید که برطبق نظریات فیزیکدانان سیاهچاله ها به دلیل اینکه بعنوان بریدگی ها و پارگی هایی در بعد فضا و زمان ما محسوب میشوند می توانند بعناون پل یا راهی بین دوجهان موازی باشند،که البته می تواند ماده یا همان تکینگ های یک جهان قبلی را به جهان ما منتقل کند.

حال تصور کنید روزی  برسد که عمر جهان ما به پایان رسیده است،این چرخه می تواند تکرار شود  و آن جهان مرده قبلی می تواند جهان فعلی ما باشد که از دل آن یک جهان تاره متولد میشود.

در نوشته های قبلی به بیگ کرانچ اشاره کردیم که روند گسترش کائنات برعکس شود،یکی از نتایج این فرآیند متراکم تر شدن کائنات و بلعیده شدن ستاره ها و سیاره های بیشتری را می بلعند و بزرگتر میشوند و تعداد سیاهچاله ها که بعنوان(بریدگی هایی در بعد فضا و زمان در نظر گرفته میشوند)به طور متناوب تا زمانی که جهان مرده ما به پایان برسد و انفجار بزرگ دیگری رخ بدهد و جهان جدیدی متولد شود ادامه خواهد یافت.

به سوره التکویر مراجعه میکنیم:

وَإِذَا السَّمَاءُ كُشِطَتْ ﴿۱۱﴾وَإِذَا الْجَحِيمُ سُعِّرَتْ ﴿۱۲﴾وَإِذَا الْجَنَّةُ أُزْلِفَتْ ﴿۱۳﴾

و چون آسمان پاره پاره گردد ﴿۱۱﴾و چون دوزخ فروزانده گردد﴿۱۲﴾: و چون بهشت نزديك آورده شود

یک نقطه وجود دارد و آن این است که واژه كُشِطَتْ در ترجمه های مختلف قرآن  به چند شکل مختلف ترجمه شده است ولی اگر شما به لغت نامه مراجعه کنید برگردان فارسی آن دقیقا پاره پاره میشود.که ترجمه آقای خرم شاهی بصورت دقیق تر اشاره شده است،اما شاه بیت بعدی که بصورت استعاره وار اشاره شده است آیه دوازدهم است بعد از آیه یازدهم که به پاره پاره شدن آسمان یعنی سیاهچاله اشاره دارد در آیه دوازدهم به واژه فروزانده شدن اشاره شده است که می تواند به یک انفجار بزرگ بعدی پس از مرگ جهان و متولد شدن یک جهان دیگر از دل آن که آن جهان موازی دوزخ می تواند باشد اشاره دارد.در انفجار بزرگ نیز جهان به یک باره فروزنده شد و دچار یک تورم کیهانی شد.

به تصویر بالا دقت کنید در آیه سیزده به نزدیک تر آورده شدن بهشت اشاره شده است،در یک مدل از جهان های موازی فیزیکدانان اشاره میکنند که جهان های موازی می توانند بصورت حباب هایی در فضا معلق باشند ولی اگر بهشت را یک جهان موازی با وسعت بسیار بیشتر و قوانین فیزیکی متفاوت در نظر بگیریم،این آیه از دیدگاه علمی کاملا صحیح است زیرا بهشت نیز می تواند بصورت حبابی در فضا معلق باشد.در سوره حمد نیز خداوند می فرمایند سپاس خداوند آفریننده جهان ها که اشاره دارد جهان های زیادی وجود دارند.

انواع جهان های موازی از دیدگاه حضرت امام باقر(ع)

بارها در نوشته های قبلی آورده ایم که دانشمندان معتقد هستند که جهان های دیگری به موازات جهان ما وجود دارد که معروف ترین مدل آن مدل حباب است که در آن جهان های موازی به شکل حباب هایی در فضا شناور هستند.و دانشمندان پیشنهاد می کنند که ممکن است به تعداد بی نهایت از این حباب ها در جهان معلق باشند.که در تصویر فوق نمونه ای از مدل پیشنهادی اول برای جهان های موازی را مشاهده میکنید.که البته به این مدل کائنات های موازی نیز گفته میشود.

 

اما دانشمندان علم فیزیک معتقد هستند که اشکال دیگری از جهان های موازی نیز وجود دارند و یکی از این اشکال مدل پوسته یا جهان های موازی غشایی است که اظهار میکند بعد از انفجار بزرگ به دلیل گرانش و تورم حاصل از آن جهان بصورت پوسته پوسته در آمد.و حتی پیشنهاد میکند که گاهی این پوسته ها با هم برخورد میکنند.

 

برخی از نظریات این مدل از جهان های موازی را مانند یک پیاز تصور میکند که لایه به لایه است و ما در یکی از این لایه ها به سر می بریم که این مبحث به نظریه ریسمان ها مرتبط میشود اظهار میکند که جهان ما هفت لایه است[1] و  که ممکن است ابعاد دیگری نیز وجود داشته باشد که ما در بعد چهار هستیم.مثلا در بعد یا پوسته دیگری موجودات دیگری در موازات ما وجود دارند که ما قدار به درک آنها نیستیم.[جهت مطالعه بیشتر]که برخی از دانشمندان وجود امواج الکترومغناطیسی را نیز یکی از دلایل ممکن برای اثبات این جهان ها می دانند.

 

یک نکته بسیار زیبا درباره جهان های موازی این است که دانشمندی بنام سیمون اظهار میکند که جهان ما به دلیل داشتن سیاهچاله می تواند جهان های کوچک دیگری را در دل خود تولید کند که در پایین به آن خواهیم رسید.[1]

 

جهت درک بهتر به مثال فرکانس های صدا اشاره میکنیم که فرکانس های مختلفی از امواج در هوا همیشه پخش هستند که بخشی از آنها برای ما قابل درک هستند و بخشی قابل درک نیستند ولی وجود دارند.

 

حتی این نظرات لایه لایه بودن از سوی برخی از دانشمندان برای زمین نیز پیشهاد میشود برای درک بهتر این مدل از جهان های موازی فرض کنید که در حیاط خانه خود ایستاده اید به یک باره وارد یک جهان موازی دیگر میشوید و این بار در حیاط خانه شما خانه دیوارها وجود ندارد و در همان نقطه وسط یک جنگل به سر می برید که مانند فیلم پارک ژوراسیک دایناسورها بروی آن در حال راه رفتن هستند.

امام باقر(ع) در باره مدل دوم جهان های موازی فرموده فرمودند

 

خدا از روزی که زمین را آفرید، هفت عالم را در آن خلق کرد (و سپس منقرض کرد) که هیچ یک از آن عوالم از نسل آدم ابوالبشر نبودند. خداوند همه آنها را از پوسته روی زمین آفرید و نسل بعد از نسل دیگر ایجاد کرد و برای هر یک عالمی بعد از عالم دیگر پدید آورد تا در آخر، آدم ابوالبشر را بیافرید و ذریه‌اش از او جدا ساخت».(صدوق، خصال، ج ۲، ص ۶۵۲، ح ۵۴)

 

در روایات مطرح شده است که امام باقر (ع) به جابربن یزید در باره مدل اول جهان های مواز می گوید:

گویا تو گمان می کنی که خداوند فقط این عالم را آفرید و بس و همچنین گمان می کنی که خداوند بشری غیر از شما نیافریده است؛ آری به خدا قسم!خداوند هزار هزار عالم و هزار هزار آدم آفرید و تو در آخر این عالم ها و آدم ها هستی...(صدوق،خصال،ج۲،ص۴۵۰؛بحارالانوار،ج۶۳،ص۸۲-۸۳)

دقت نمایید این احادیث در زمانی از زبان مبارک معصوم بیرون آمده است که هیچ تلسکوپ فضایی وجود نداشت و علوم به شکل امروزی پیشرفته نبود،علم فیزیک به شکل امروزی و نظریات جهان های موازی قدمتی کمتر از یک قرن و نیم قرن در علم فیزیک دارند ولی بیش از هزار سال قبل امام پنجم ما شیعیان و مسلمانان از دو مدل مطرح امروزی در جهان های موازی پرده برداشته است و بی شک لقب زیبای باقر العلوم برازنده ایشان بوده است و این گفتار های شگرف در آن دوران یکی از نشانه های حقانیت ائمه اطهار(ع)می باشد.


[1]کلیه موارد اشاره شده در حدیث از جمله تولد یک جهان از دل جهان دیگر و هفت بعدی بودن جهان در نوشته علمی زیر آمده است

چرا جهان‌های موازی باید وجود داشته باشند؟ (بخش دوم)

بزرگی جهان از دیدگاه ائمه اطهار(ع) و رسول اکرم(ع) و اثبات شب معراج

اکنون که شما در حال خواندن این متن در شهر یا روستای خود هستید روستای شما یکی از دهها روستایی است که یک شهر می تواند داشته باشد و شهر شما یکی از ده هزار شهر روی زمین و کشور شما یکی از ۱۹۸ کشور کره زمین است.

اما وسعت کره زمین نیز در برابر عظمت جهان هستی به اندازه دانه شن یکی از سواحل روی زمین نیست زیرا خورشید ستاره ای که کره زمین به دور آن میچرخد تنها یکی از بین سیصد میلیون ستاره راه شیری است،مساحت کره زمین برابر ۵۱۰٬۱۰۰٬۰۰۰ کیلومتر است که  اگر یک فوتون نور کل کره زمین را سفر بکند با توجه به سرعت نور که سیصد هزار کیلومتر در هر ثانیه است در مدت زمان ۲۸ دقیقه کره زمین را سفر می کند.تصور کنید که قطر(دقت کنید نه مساحت) کهکشان راه شیری برابر با۱۰۵٬۷۰۰ سال نوری است(در حالی که کل مساحت زمین برابر با ۲۸ دقیقه نوری است) و فاصله خورشید تا زمین ۸ دقیقه نوری است.هر سال نوری هم معادل طی ۹٬۴۶۰٬۷۳۰٬۴۷۲٬۵۸۰٬۸۰۰ کیلومتر و سریع ترین فضای پیمای ساخت بشر در هر ثانیه ۷/۵ کیلومتر راه میرود در حالی که نور در هر ثانیه ۳۰۰ هزار کیلومتر راه می رود یعنی یک ثانیه نوری برابر ۴۰ هزار ثانیه زمینی و یک سال نوری برابر با ۴۰ هزار سال زمینی با مقایسه با قوی ترین فضا پیمای ساخت دست بشر است خودروهایی که ما در اختیار داریم با سرعت صد کیلومتر در ساعت ۱/۶ کیلومتر در دقیقه راه می روند در حالی که سرعت نور در یک دقیقه برابر با ۱۸ میلیون کیلومتر است.

(به تصاویر حلقوی  شکل موجود در این پست دقت کنید در آخر نوشته به آنها خواهیم رسید)

از راه شیری بالاتر می رویم،راه شیری بخش کوچکی از پانصد میلیارد کهکشان رصد شده در جهان ما است،وسعتزمین در برابر راه شیری به اندازه یک دانه شن هم نیست و راه شیری در برابر کل جهان هستی هم یک دانه شن نیست.جالب تر که گفته شد این است که کل این کهکشان ها تنها ۴ درصد از جهان ما را تشکیل میدهند و ۲۲ درصد آن از یک جسم مرموز بنام ماده تاریک و ۷۴ درصد آن از انرژی تاریک تشکیل شده اند که ماهیت آن برای بشر ناشناخته است.نقشه زیر با استفاده از اشعه ایکس از جهان قابل مشاهده ما ساخته شده است شکل نقشه حالت بیضوی یا حلقه ای شکل دارد.

اما جالبتر این است که همه مواردی که در بالا اشاره شد تنها جهان مشاهده شده ما را تشکیل میدهند و بعضی از فیزیکدانان نظریه هایی مبنی بر وجود جهان های موازی دارند و میگویند که احتمال دارد که بی نهایت جهان های دیگر به موازات جهان ما وجود داشته باشد که هر کدام قوانین فیزیکی و موجودات خاص خودش را داشته باشد(که مبحث جهان های موازی در قرآن نیز رد نشده است به آیه اول سوره حمد مراجعه کنیدـشاید بهشت و جهنم نیز در جهان های موازی باشند)یعنی ما در حالتی شبیه بینهایت به توان بینهایت به سر میبریم و عظمت جهان هستی برای ما قابل درک نیست.

در حدیثی از امام صادق(ع) آمده است:

گویا تو گمان می کنی که خداوند فقط این عالم را آفرید و بس و همچنین گمان می کنی که خداوند بشری غیر از شما نیافریده است؛ آری به خدا قسم!خداوند هزار هزار عالم و هزار هزار آدم آفرید و تو در آخر این عالم ها و آدم ها هستی...(صدوق،خصال،ج۲،ص۴۵۰؛بحارالانوار،ج۶۳،ص۸۲-۸۳)

منظور از هزار هزار همیشه در عرب عدد کثرت و بی نهایت بوده است که حضرت امام صادق(ع)به آن پرداخته است

از حضرت علی ( علیه السلام ) پرسیدند:

پیش از آدم ابوالبشر چه کسی بود ؟ حضرت علی فرمودند : " آدمی دیگر ! خداوند ۱۰۰۰ عالم و ۱۰۰۰۰۰۰ آدم آفریده است و تو در آخرین عالم و سلسه ی آخرین آدمیان هستی ! " ( کتاب روح و ریحان ، ص ۱۳۳)

در حدیث شماره 310 از رسول اکرم (ص) را درباره عظمت جهان هستی نقل شده است:

..و آسمان دنیا و آنچه در آن و بر آن است در برابر آنچه که بالای آنست همچون حلقه ای در بیابان خالی میباشد، و این دو آسمان در برابر آسمان سوّم همچون حلقه ای در بیابان تهی است و این سوّمی با آنچه در آن و بر آن است در برابر آسمان چهارم همچون حلقه ای در فلات تهی است. به همین منوال تا آسمان هفتم. و این هفت آسمان با آنچه در آن و بر آن است در برابر دریایی که از ساکنان زمین پوشیده شده، همچون حلقه ای در بیابان تهی است . و هفت آسمان و دریای پوشیده در برابر کوه سرد چون حلقه ای در بیابان تهی است.

یک نکته زیبا درباره این حدیث این است که تا کنون شکل رصد شده جهان ما حالت حلقوی شکل و بیضوی شکل دارد و اکثر کهکشان ها و کهکشان راه شیری ما نیز شکل حلقوی شکل دارد و همچنین بر طبق گفته برخی از فیزیک دانان ممکن است سیاهچاله ها که بریدگی هایی در فضا و زمان هستند و معمولا حالت بیضوی شکل دارند ‍راهایی برای سفر بین این جهان ها باشند.

نکته دیگر حدیث رسول اکرم(ص)می تواند دلیلی بر اثبات حقانیت شب معراج باشد زیرا دقیقا شکلی که از جهان دید با یافته های علمی مشابهت دارد و شکل کهکشان راه شیری و شکل توصیف شده از جهان بیضوی و حلقوی شکل با مشاهدات علمی امروز مطابقت دارد.و این توصیف دقیق نشانگر و موید این است که زمانی که بشر هیچ تلشکوپ و سفینه فضایی برای مشاهده فضا و شکل فضا در اختیار نداشت و در شبی که رسول اکرم(ص)به بالا عروج فرمودند همه عظمت جهانی هستی را مشاهده فرمودند.

منظور از بیابان نیز فضای خلا و یا فواصل بین ستارگان می تواند باشد که مانند بیابان خشک و خالی است.

سخن پایانی بر خلاف تبلیغات جریان های بیخدا و که سعی در اثبات تصادفی بودن جهان ما دارند اگر تنها به اطراف خود دقت کنید مشاهده میکنید که یک پیچ و مهره ساده بطور تصادفی پدید نمی آید و باید دست هایی آن را ساخته باشد در نتیجه اگر فردی تامل کند قطعا به این مساله درخواهد یافت که اگر یک پیچ و مهره ریز نمی تواند حاصل تصاف باشد جهانی به این عظمت نیز که در آن سیاره ها با نظم خاصی به دور ستاره های کهکشان و کهکشان ها به دور هم می چرخند با همه زیبایی هایش نمی تواند تنها حاصل یک تصادف باشد،بیشک جهان هستی یک آفریدگار قدرتمند و هنرمند را دا را می باشد که همه این زیبایی ها و رنگ ها را در هم آمیخته است.

نشانه های وجود نازنین امام حسین(ع) در مکاشفات یوحنا

مکاشفات یوحنا آخرین قسمت کتاب عهد جدید است این کتاب از رویداد های آینده پرده بر می دارد،خداوند به حضرت عیسی مسیح(ص) اجازه داد تا وقایع را در یک رویا بر یکی از یاران خود بنام یوحنا آشکار سازد یوحنا نیز سخنان خدا و حضرت عیسی مسیح(ع) و هرآنچه خود دید را نگارش کرد.

در قسمتی از مکاشفات یوحنا بند 5-5 به مکاشفه ای اشاره میکند که یوحنا 24 رهبر روحانی را می بیند که یکی از آنها طوماری به وی جهت گوشدن طومار میدهد یوحنا در انتظار است که شیری از قبلیه یهود و طومار که پیروز شده است طومار را باز کند

در قسمت ششم یوحنا می بیند که بجای شیر یک بره(نماد قربانی) طومار را باز میکند.

نوشته بصورت زیر است قسمت های مهمتر که مورد برسی خواهند گرفت رنگی و تحلیل آنها که جزو مکاشفات یوحنا نیست به رنگ آبی نوشته شده شده است:

من از روی نامیدی به شدت می گریستم زیرا هیچکس پیدا نشد که لیاقت گشودن و خواندن طومار را داشته باشد(بند5-قسمت 4)

اما یکی از آن 24 رهبر به من گفت:

گریه نکن ببین،شیر قبیله یهودا که از نسل داود است پیروز شده است او لیاقت دارد طومار و هفت مهر آن را بگشاید(بند 5-قسمت5)

نگاه کردم اما بجای شیر یک بره را دیدمکه در مقابل تخت موجودات زنده در میان بیست و چهار رهبر ایستاده است و بروی بدن او زخمهایی به چشم میخود که زمانی باعث مرگش شده بودو هفت شاخ و هفت چشم داشت که همان روح هفتگانه خداست که به تمام نقاط جهان فرستاده میشود.(بند5-قسمت6)

منظور از بره در  متون مقدس قربانی است در نوشته مربوط به تفسیر سوره صافات نیز نوشتیم که از امام حسین(ع) بعنوان قربانی بزرگ یاد شده است.نکته جالب این بند زخم های بدن بره(قربانی است)نکته دیگر در این آیه یوحنا میگوید که در این تصور است که نسل حضرت داود یعنی یهودیان پیروز شده است اما به یکباره بجای نسل حضرت داود بره(قربانی)بر وی ظاهر شده است،یعنی قربانی بزرگ که در سوره صافات اشاره به آن شده است از نسل حضرت اسحاق(ع) نیست و از نسل حضرت اسماعیل(ع)است.نکته دیگر ممکن است شیری که بره را قربانی کرده و در بقیه بند ها نیز به اسب هایی اشاره خواهد شد که سر شیر دارند ممکن است اشاراتی به نقش مشاور یهودی یزید در واقعه کربلا نیز داشته باشد.

آنگاه بره نزدیک آمد و طومار را از دست راست آنکه بر تخت نشته بود گرفت(بند5-قسمت 7 و 8)

وقتی طومار را گرفت آن بیست و چهار رهبر دربرابر او سجده کردند.هریک از آنان یک چنگ و یک کاسه طلایی پر از بخور داشتند که دعاهای ایمان داران است،ایشان بر او سرودی جدید می خواندند و میگفتند تو لیاقت داری که طومار بگیری مهرش باز کرده و آن را بخوانی،زیرا جانت را قربانی کردی و مردم را از هر نژاد و زبان و قوم ملت برای خدا خریدی و ایشان برای خدای ما کاهن ساختی و به سلطنت رساندی از اینرو بر زمین سلطنت خواهی کرد.سپس میلیون ها فرشته دیدم که گرداگرد بره و موجودات روحانی جمع شده بودند و با صدای بلند این سرود را میخواندند بره خدا که جانش را در راه نجات مردم قربانی کرد،لیاقت دارد که صاحب قدرت و دولت و حکمت و قوت و حرمت و جلال و برکت باشد.

آنگاه صدای تمام موجودات آسمان و زمین و زیر زمین و دریا را شنیدم که می سرودند و میگفتند ستایش و حرمت و جلال و قوت تا بد از آن برده است آنکه بر تخت نشسته است بادا و آن چهار موجود زنده گفتند آمین و آن بیست و چهار رهبر سجده کرده و او را پرستیدند.(پایان بند 5)

بر طبق روایات حضرت امام حسین(ع)بعد از ظهور حضرت ولیعصر(عج) بروی زمن باز رجعت خواهند نمود و هزار سال حکومت خواهند نمود.

بند 6

همچنان محو تماشا بودم بره نخستین مهر را گشود ناگاه یکی از آن چهار موجود با صدایی همچون غرش رعد گفت بیا نگاه کردم و اسبی سفید دیدمسوار بر اسم کسی را دیدم که کمانی در دست و تاجی بر سر داشت او اسب را به جلو می راند تا در نبرد های بسیار پیروز شود و فاتح جنگ باشد.

 

سپس بره مهره دوم را باز کرد آنگاه شنیدم که موجود زنده دوم گفت بیااین بار اسبی سرخ پدیدار شد،به سوار آن شمشیری  داده بودند تا قادر باشد صلح و سلمتی را از زمین بردارد و بجای آن هرج و مرج ایجاد کند در نتیجه جنگ و خون رویزی در همه جا آغاز شد.

 

این بندها اشاره به اسب حضرت امام حسین(ع) ذوالجناح دارد که رنگ سفید داشته است و در میدان نبرد بدنشزخمیو جان خود را از دست داد.نکته جالب این هست که برخی از جریان های مسیحی اشاره میکنند که این بند ها به حضرت عیسی(ع) اشاره دارد این در حالی است که حیوانی که حضرت عیسی(که سلام و درود خداوند بر او باد)سوار آن می شده است و با آن وارد بیت المقدس شد یک الاغ بوه است و حیوانی که رسول اکرم(ص) سوار آن بوده است یک شتر بوده است.

گروه بزرگ نجات یافتگان 

پس از آن دیدم که گروه بزرگی از تمام ملتها قبیله ها و نژاد ها و زبانها در پیشگاه تخت و دربرابر بره ایستاده اند.تعدادشان چندان زیاد بود که امکان شمارش وجود نداشت،ایشان لباسی سفید بر تن داشتند و در دستشان شاخه های نخل دیده میشد.آنهان همگی می گفتند نجات ما از جانب خدای ما که بر تخت نشسته است از جانب برده است.در این هنگام تمام فرشتگان کرداگرد تخت و رهبران و چهار موجود زنده ایستادند و سپس آنها در مقابل تخت سجده کرده و خدا را پرستش نمودند و گفتند آمین!حمد و جلال و حکمت و سپاس و حرمت و قدرت قوت از آن خدای ما باد تا به ابد آمین.

آنگاه یکی از آن بیست و چهار رهبر به من رو کرد و پرسید آیا میدانی این سفید پوشان چه کسانی هستند و از کجا آمده اند؟جواب دادم ای سرورم شما می دانید!به من گفت اینها همان کسانی هستند که از عذاب سخت بیرون آمده اند ایشان لباس های خود را با خون بره شسته و سفید کرده اند به همین جهت اکنون در حضور تخت خدا هستنند و او را شبانه روز در عبادتگاه او خدمت میکنند.اوکه بر تخت نشسته است ایشان در حضور خود پناه خواهد داد آنها از این پس از گرسنگی و تشنگی و گرمای سوزان نیمروز در امان خواهند بود زیرا که بره که پیش تخت ایستاده ایشان را خوراک داده چوپان آنان خواهد بود و ایشان را به چشمه آب حیات هدایت خواهد کرد،و خدا هر اشکی را از چشمان ایشان پاک خواهد نمود.

این بندها به شفاعت مردم توسط وجود شریف امام حسین(ع) اشاره دارد.که شفاعت یکی از پذیرفته ترین موارد در مذهب شیعه است و این  آیه حقانیت شفاعت را نیز می رساند.

وقتی فرشته ششم شیپور را نواخت از چهار گوشه قربانگاه زرین که در حضور خدا قرار داشت صدایی شنیدم که به فرشته ششم گفت آن چهار فرشته شیطان را که در رود بزرگ فرات بسته شدند آزاد ساز،آنگاه آن چهار فرشته که برای چنین روز و ساعتی آزاد شده بودند آزاد شدند تا یک سوم مردم را بکشند،شنیدم آنها دوبیست میلیون جنگجوی سواره در اختیار داشتند.

اسبان و سواران ایشان در رویا دیدم سواران آنان زره جنگی به تن داشتند که بعضی به رنگ سرخ آتشینبعضی آبی آسمانی و بقیه به رنگ زرد بود سر اسبان ایشان به سر شیران شباهت داشت و از دهانشان دود و آتش و گوگرد بیرون می آمد که یک سوم مردم را از بین ببرند.

در این آیه نیز به رود فرات که محل شهادت امام حسین(ع) است اشاره شده است در حالی که حضرت عیسی(ع)بنا به تعبیر مسیحیان(که مورد پذیرش مسلمانان نیست)در اوشلیم به صلیب کشیده شده اند و سپس به آسمان عروج کرده اند،در حالی که مسلمانان معتقد هستند که جاسوس رومی ها اصغریوتی که حضرت عیسی(ع) را لو داد بجای وی به دار کشیده شده است و حضرت عیسی(ع)همانند حضرت مهدی(عج) تا زمان انقلاب جهانی زنده هستند.

در بند 11 اشاره شده است:

وقتی آن دو نفر دوره سه سال و نیمه شهادت خود را به پایان برسانند آن جانور عجیبکه از چاه بی انتها بیرون می آید و به ایشان اعلام جنگ خواهد داده و خواهد کشت اجساد آنها سه ونیم روز در خیابان های شهر بزرگ به نمایش گذاشته خواهد شد این شهر از نظر ظلم و فساد شبیه سدوم و مصر است وجایی است که خداوند ایشان نیز بروی صلیب کشته شد.در این مدت به کسی اجازه اده نمی شود ایشان را دفت کند و مردم از قوم های مختلف آنها را تماشا خواهد کرد.

این بند نیز به گرداندن بدن های مطهر اجساد شهدای عاشورا در شام اشاره شده است و به واژه اجساد آنها اشاره شده است نه به یک تن که به حضرت عیسی مسیح(عج)دلالت کند.نکته دیگر حتی اگر ادعای مسیحیت درباره به صلیب کشیده شدن حضرت عیسی(ع) را قبول کنیم پیکر وی در هیچ شهری گشته نشده است و وی بعد از سه روز عروج کرد.

در بند 12 نیز به بانویی که آقتاب را مانند لباس بر تن دارد و تاجی با دوازده ستاره دارد اشاره مکیند که به حضرت زهرا(ص) دلالت میکند که بزودی در نوشته ای جداگانه بطور مفصل این بند را برسی خواهیم نمود.

پیشگویی حادثه کربلا و وجود نازنین امام حسین در کتاب مخفی یود

کتاب مخفی یهود نبوئیت هیلد هفتاد سال قبل از تولد رسول اکر(ص) یک یهودی صاحب فرزندی بنام لحمان حفوطاه میشود  بلافاصله بعد از تولد کودک به سجده افتاد و کلماتی بر زبان آورد و سخنانی به مادرش گفت،پدرش عصبانی شد و به او گفت کهساکت باشد،وی میدانست در صورتی که اگر این کودک زبان گشاید سخنانی خواهد گفت که باعث ترس مردم خواهد شد.پس از 12 سال کودک بار دیگر زبان گشود و از پیامبر آخرالزمان گفت.او به طرز راز آلودی حرف زد تا هیچ کس از مقاصدش آگاه نشود.جملات کتابش به اندازه ای رازآلود بود که علمای یهود  شگفت زده شدند.آنها سخناناین کودک را جمعاوری کردنداما هرگز برای مردم عادی منتشر نشد.او در سخنانش از پسر کنیزک سخن گفت که نسل های وی جهان را دگرگون خواهند کرد که آن کنزیک ساره همسر حضرت ابراهیم یعنی هاجر بود.آیات بعدی درباره حضرت محمد(ص)بود که کودک به شکسته شدن بتان توسط وی و معراج رسول اکرم(ص)اشاره مینمود.علمای یهود احساس خطر کردند و کتاب را تا قرن ها مخفی کردند.اما قرن ها بعد یکی از علمای یهود که به اسلام گرویده بود در 1726 کتابی بعنوان تبعید و میصواه در استانبول را چاپ کرد که کتاب وحی کودکی نیز در انتهای آن چاپ شده بود.نام محمد(ص)پیامبر اسلام صراحتا در کتاب چاپ شده بود.

اما شگفت انگیز ترین قسمت های کتاب متعلق به پیشگویی های واقعه کربلا بود

در آیه شانزدهم کتاب نوشته شده است:

شش نفر آرزومند به سختی افتند سختی پس از سختی و چسبیدگان به زحمت افتادند.

شاید  منظور از شش نفر فرزندان حضرت امام حسین بنام های علی اکبر،محمد،عثمان عون،دو طفل شیرخوار آن حضرت بنام علی اصغر و عبدالله و یا حضرت عباس حضرت علی اکبر حضرت قاسم عبدالله ابن حسن و دو طفل مسلم است.

در بند هفدهم آمده است

به سختی و عذاب افتند و کنده شوند و خرد گردند

این آیه شاید به تکه تکه شدن پیکر نازنین حضرت امام حسین(ع) توسط اسبان سپا یزید(لع) اشاره دارد.

در بند هجدهم اشاره شده است که

سر از قفا با خنجر بریده شود-دو دست قطع گردند-در کنار شط فرات واقع شود-تغیراتی در آسمان و زمین پدید آید.

منظور از سر از قفا با خنجر بریده شود بریده شدن شدن سر مبارک حضرت امام حسین(ع) از پیکر مطهرشان توسط شمر ابن ذالجوشن(لع)است.یک نکته بسیار زیبای این پیشگویی این است که میگویند زمانی که شمر و خولی برای جدا کردن سرمبارک امام حسین(ع) می آیند بنا به یکی از سه دلیل زیر نمی توانند سر مبارک را از جلو جدا کنند و سر حضرت را از شمر از پشت سر(قفا) جدا می نماید.

الف-بوسیده شدن گلوی امام حسین توسط رسول الله

ب-افتادن ترس و لرز و رعشه به جان خولی و بقیه بعد از خیره شدن به چشمان مبارک امام حسین(ع)

ج-رخ دادن واقعه ای همانند ضبح اسماعیل و نبریده شدن سر مبارک حضرت از گلو و روبه رو

جهت مطالعه بیشتر به لینک مراجعه کنید.

منظور از دو دست قطع گردند بریده شدن دو دست مطهر جضرت ابوالفضل العباس(ع)هنگام آوردن مشک آب برای خیمه هاست.

شت فرات نیز به محل حادثه کربلا اشاره دارد،اما آیه آخر نیز بسیار عجیب است زیرا روایتی مبنی بر این وجود دارد که شیطان در عصر عاشورا ناراحت از کرده خود گفت نباید این اتفاق می افتاد و از نارحتی فریاد کشید که تا قیامت حق و باطل از هم جدا شد یعنی امام حسین(ع)معیار جدایی حق و باطل بود.همچنین روایت های دیگری نیز از برآمدن دو خورشید در روز عاشورا و آمدن باد سرخ و تاریک شدن روز بعد از شب در روز عاشورا آمده است که بر این مساله نیز می تواند صدق کند.

در بند 19 آمده است

خیمه های رنگینی که جای نشستن فرزند زادگانست سوخته شود و آشکار شوند خویشان معروف که به ناز پرورده شده بودند و شایع گردد با لب تشنه کشته شوند.

در این بند نیز به آتش زده شدن خیمه ها توسط سپاه عمر سعد لعنت الله علیه اشاره دارد.

در ادامه نیز آیاتی را در این مورد می آورد که با مراجعه به کتاب میتوانید آنها را مطالعه کنید.

نشانه های حضرت امام حسین(ع) در کتاب ارمیای نبی

کتاب ارمیای نبی یکی از پیامبران قوم یهود ارمیای نبی(سلام و درود خداوند بر او باد)است که در دوران حاکمیت بخت النصر یکی از حاکمان بابل که در تاریخ از وی هم به بدی و هم نیکی یاد شده است می زیسته است و در دوره زیستن وی کشور بجا مانده از حضرت سلیمان نبی بدست بخت النصر نابود و یهودیان به بابل تبعید شدند که بعدها توسط کوروش بزرگ نجات یافتند.حضرت ارمیا یکی از پیامبرانی است که خداوند برای اثبات زندگی پس از مرگ وی الاغی که سوارش بوده است را صد سال می میراند و سپس زنده میکند.کتابی از وی بعنوان کتاب ارمیای نبی به یادگار مانده است که در کتاب ارمیایی نبی[صفحه ۵۰ نسخه PDF] بند ۴۷ قسمت ۱۰ خبر از حادثه ای بیش از هزار سال بعد از وی رخ میدهد می دهد:

امروز روز انتقام خداوند است (روز ظهور آخرین منجی) . خداوند اراده فرموده است که انتقام او را از دشمنانش بگیرد. و شمشیر خدا انتقام آغاز خواهد کرد؛ و شمشیر خدا خود را از خون آنها سیراب خواهد ساخت، زیرا خداوندقربانیداده است؛ در کنارۀ شمالیِ رودخانۀ فرات .

نکته جالب این است که دقیقا به محل شهادت امام حسین(ع) یعنی کناره شمالی رود فرات اشاره شده است،نکته بسیار جالب دیگر این است که خداوند یک بار به وسیله مختار سقفی نیز انتقام خون امام حسین(ع) را گرفته است و انتقام اصلی بعد از ظهور منجی از جریان دخیل در شهادت امام حسین گرفته خواهد شد.

وجود نازنین امام حسین(ع)در قرآن کریم

در داستان ذبح حضرت اسماعیل(ع) توسط حضرت ابراهیم(ع) قضیه از این قرار بود که خداوند متعال سالهای طولانی به حضرت ابراهیم(ع)فرزندی اعطا ننمود تا زمانی که وی به پیریپای گذاشت ابتدا صاحب حضرت اسماعیل و سپس حضرت اسحاق شده،اما خداوند آزمون های متعددی نیز زیر پای وی گذاشت و با حسادت همسر اولش ساره مواجه و به دستور خداوند فرزندش را سالها در بیابان هایی که امروزه مکه در آنجا قرار دارد رها کرد و سپس خداوند متعالل دستور قربانی کردن حضرت اسماعیل(ع)صادر فرمود که حضرت ابراهیم(ع)به دستور خداوند حضرت اسماعیل را به بالای کوهی می برد تا حضرت اسماعیل را قربانی کند.

در مسیر شیطان به شکل انسانی بر وی ظاهر شد و سعی در وسوسه حضرت ابراهیم برای نافرمانی از فرمان خداوند کرد ولی حضرت  سنگی برداشت و بر چشم شیطان زد و یکی از چشمان شیطان کور شد،زمانی که حضرت ابراهیم(ع) و حضرت اسماعیل(ع) به محل قربانگاه رسیدند تلاش های حضرت ابراهیم(ع) برای بریدن گردن حضرت اسماعیل بی فایده بود و چاقو گلوی حضرت اسماعیل را نمی برید،در آن زمان خداوند فرشته ای به همراه گوسفندی را به حضرت ابراهیم نازل میکند و به وی می فرماید که گوسفند را به جای اسماعیل قربانی کند،نکته تاریخی این است که در آن دوران قربانی کردن انسان به پای بتها و خدایان باستانی رایج بوده است و خداوند با این حادثه قربانی کردن انسان را تقییه نمود.

اسماعیل(ع)بعدها صاحب فرزندی می شود و ۲۳ نسل بعد از وی رسول اکرم(ص) متولد میشود و امام حسین(ع)نیز نسل ۲۵ از فرزندان حضرت ابراهیم(ع)محسوب میشود.

در سوره صافات آیات ۱۰۷ و ۱۰۸ که به داستان حضرت اسماعیل و حضرت ابراهیم اشاره شده است یک نکته بسیار ظریف بکار رفته است:

وَفَدَیْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ ﴿۱۰۷﴾وَتَرَکْنَا عَلَیْهِ فِی الْآخِرِینَ ﴿۱۰۸﴾و او را در ازاى قربانى بزرگى باز رهانیدیم﴿۱۰۷﴾و در آیندگان براى او به جاى گذاشتیم﴿۱۰۸﴾

دون تردید قربانی بزرگی که خداوند به او اشاره میکند نمی توانسته یک گوسفند باشد و در ادامه در آیه ۱۰۸ نیز به آیندگان و نسل های او اشاره دارد و آیه اشاره میکند که آن قربانی بزرگ را در میان نسل های او برجای گذاشتیم،یک لحظه درنگ کافی است تا به این مساله برسیم که بزرگترین قربانی طول تاریخ و اعصار بشری هیچ فردی به جز وجود نازنین اباعبدالله الحسین(ع) نمی تواند باشد.

همین یک آیه برای اثبات حقانیت امام حسین(ع) کفایت دارد،ولی در نوشته بعدی هم به نشانه های ذکر شده برای این قربانی بزرگ در کتب یهودیان و مسیحیان نیز اشاره هایی خواهیم کرد.

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ.

---------------------

نکته ای که وجود دارد این است که یکی از اختلافات اساسی میان یهودیان و مسلمانان در این است که حضرت اسحاق به قربانگاه برده شده است یا حضرت اسماعیل،که یهودیان تمام پروپاگاندا و دستگاه رسانه ای خود را بکار گرفته اند که اثبات کنند شخص قربانی حضرت اسحاق بوده است نه حضرت اسماعیل زیرا قربانی بزرگ و پیامبر آخرالزمان نیز از نسل شخصی است که به قربانگاه برده شده است،ما مسلمانان نیز بر این مساله تاکید داریم که قربانی حضرت اسماعیل است زیرا بر اساس قوانین تورات فرزند اول یعنی حضرت اسماعیل(ع)در ارجعیت است و بر اساس قوانین تورات اگر مردی صاحب فرزندی شود و زن دیگر وی از پذیرفتن فرزند سرباز زند به فرزند وی ارثی نمی رسد.مورد دیگر این است که در هیچ کدام از پیامبران یهود نیز قربانی به عظمت و بزرگی امام حسین(ع) وجود ندارد.

سیستم ایمنی بدن در قرآن

بدن ما و همه موجودات زنده دارای سیستم ایمنی است که سیستم ایمنی ما را همه روزه از حمله میلیون ها باکتری ویروس و عوامل بیماری زا محافظت می کند و  سیستم ایمنی نیز یکی از بزرگترین نعمت هی الهی و نشانه های وجود خداوند بزرگ مرتبه است زیرا اگر بر فرض محال ما بطور تصادفی به وجود می آمدیم در ابتدا قبل از آنکه براساس ادعای تکامل گرایان آتئیست سیستم ایمنی بدن جانداران تکامل یابد به دلیل ضعیف بودن ما فرصت زاد آوری و تکامل پیدا نمیکردیم و در اثر حملات ویروس ها و میکروب ها از بین می رفتیم.

به سیستم ایمنی بدن انسان باز میگردیم سیستم ایمنی بدن انسان شامل ماستوسیت ها لنفوسیت های B و T گولبول های سفید است

ماستوسیت ها که از سلول های مغز و استخوان تولید میشوند هپیارین و هیستامین را آزاد میکنند و در جریان واکنش های آلرژیک و برای درمان زخم ها رگ زایی دفاع در مقابل عوامل بیماری زا و عملکرد خونی مغزی نقش دارند.

لنفوسیت های B سلول هایی هستند که در برابر ویروس ها پادتن ترشح میکنند و در ایمنی هومورال نقش دارند و بطور اختصاصی عمل میکنند و یک عامل بیماری زای خاص را از بین می برند و لنفوسیت های T به سلول های سرطانی حمله و با ترشح پرفورین منافذی را در آنها ایجاد و آنها را از بین می برند و مانع گسترش آنها میشوند.

 گولیول های سفید که از بدن دربرابر بیماری های عفونی محافظت میکنند و انواع مختلفی را دارند از جمله نوتروفیل ها ائوزینوفیل ها بازوفیل ها آگرانولوسیت  ها که مثلا نتروفیل ها از بدن دربرابر عفونت های حاد و ائوزینوفیل ها از بدن دربرابر عفونت های انگلی بازوفیل ها در واکنش های التهابی و و آگرانولوسیت ها هم لنفوسیت های B و Tرا که در بالا اشاره شد ترشح میکنند.

همچنین دستگاه ایمنی بدن دارای دو خط دفاع غیر اختصاصی و یک خط دفاع اختصاصی است که اجزای نخست دفاع غیراختصاصی عبارت است از پوست آنزیم لیزوزیوم که در عرق وجود دارد و دیواره باکتریایی را تخریب میکند،لایه های مخاطی و دومین خط دفاع غیر اختصاصی شامل پاسخ التهابی پاسخ دمایی و گولبول های سفید و پروتئین های مکمل که باکتری را متلاشی میکنند است و دفاع اختصاصی شامل لنفوسیت های B و T و ایمنی هومورال یعنی لنفوسیت B و B خاطره و ایمنی سلولی یعنی لنفوسیت T و T خاطره است.

در سوره طارق آیه 4 نوشته شده است:

إِنْ كُلُّ نَفْسٍ لَمَّا عَلَيْهَا حَافِظٌ ﴿۴﴾

هیچ کس نیست مگر اینکه بر او نگهبانی است.

اعجاز معنایی آیه در واژه نفس است که به معنی شخص و بدن نیز معنی میشود،مثلا در ترجمه 57 سوره عنکبوت گفته میشود هر جانی هر نفسی طعم مرگ را خواهد کشید،واژه لما به معنی نیست مگر حافظ نیز به معنی نگهبان است.همه موجوداتی که دارای نفس یا جان هستند دارای سیستم ایمنی هستند،بدون تردید این آیه از بعد عرفانی و نگهبانان الهی از جمله فرشتگان نیز مفهوم دارد ولی با توجه به آورده شدن واژه نفس به معنی جان به سیستم ایمنی بدن نیز قابل تامیم است.