یکی از زیبایی های آفرینش خداوند در هم تنیدگی پدیده ها در جهان هستی است،مثلا در مورد خورشید که حیات ما به آن وابسته است و به ما گرما و نور می بخشد،این پدیده نیز صدق میکند که در ادامه به آن می پردازیم.
همانطور که می دانید یکی از ضروریات وجود حیات در کره زمین گرما و نور است که در درجه نخست حیات بخش ما است و در درجه دوم از موارد ضروری برای رشد گیاهان و درختانی است که جانداران از آن تغذیه میکنند،اما ضرورت استفاده از خورشید این است که از فاصله ای به بعد به آن نزدیک نشویم و از فاصله ای به بعد از آن دور نشویم زیرا در صورت نزدیک شدن به قدری سطح زمین داغ میشود که حیات از بین میرود،و در صورت دور شدن از خورشید هوا به اندازه ای سرد میشود که دوباره حیات در زمین به خطر می افتد،مثال های عینی این مساله در منظومه شمسی ما می تواند شامل ناهید و زهره برای نزدیک بودن به خورشید و مریخ برای دور بودن از خورشید باشد،حال ممکن است برخی از جریان های آتئیستی این مساله را به تصادفی بودن و احتمالات نسبت بدهند،در پاسخ باید گفت خیر،خداوند یکی از دلایلی که ناهید و زهره و مریخ را آفرید ممکن است تلنگری برای ما باشد که نسبت به ضعف خود در جهان هستی پی ببریم.
حال وارد مساله اصلی این مبحث میشویم،به گزارش سایت بیگ بنگ در واقع این گرانش ِ خورشید و خمیدگی فضا-زمان در اطرافش است که باعث میشود سیارات به دور آن بچرخند، درست همانطور که گرانش “زمین” ماه و ماهوارهها را به دورش نگه میدارد. علت اینکه سیارات درون خورشید سقوط نمیکنند این است که آنها به اندازهای مناسب سریع حرکت میکنند.

نکته دیگری که باید اضافه کرد هر جسمی نسبت به گرانش خود در فضا منجر به ایجاد گرانش در محیط اطراف میشوند و سیاهچاله ها که گرانش بیشتری دارند منجر به پارگی بعد فضا و زمان میشوند.
حال فرض کنیم این خمیدگی وجود نداشت در نتیجه مدارهایی که در بالا به آنها اشاره شد وجود نداشتند و در نتیجه یا زمین از خورشید فاصله میگرفت یا با احتمال زیاد بروی آن سقوط میکرد، علت وجود مدارها گرانش است که خمیدگی در فضا و زمان را پدید می آورند،حال وارد مبحث پیچیده تر میشویم؛
اگر جهان ما دارای آفریدگاری نبود و ما تصادفی بودیم به احتمال زیاد یکی از دو نقص زیر در ساز و کار جهان رخ میداد؛
نقص اول این بود که بعد فضا و زمان ممکن بود به اندازه ای ذخیم و محکم باشد که دچار خمیدگی و بریدگی نشود،در نتیجه گرانشی وجود نداشت و اساسا سیارات به دور ستاره ها پایدار نبودند ما وجود نداشتیم،علاوه بر آن سیاهچاله ها نیز وجود نداشتند که ستاره ها و برخی از اجرام را بخورند و به خارج از جهان هستی انتفال دهند در نتیجه جهان ما به دلیل وجود ستاره های بیشتر و اجرام بیشتر گرم تر و غیر قابل سکونت تر میشد.
حال نقص دوم بعد فضا و زمان بسیار نازک بود،در نتیجه خورشید و همه اجرام به اندازه ای روی محیط اطراف خود گرانش ایجاد میکردند که منجر به پارگی آن می شدند و باز کل اجرام جهان هستی پایدار نبودند و دوباره به خارج از جهان می افتادند،و یا خمیدگی که در اطراف رخ میداد به اندازه ای بود که گرانش و نور ستاره اثرش را بر سیارات مجاور از دست می داد و سیاره از ستاره دور میشد.
اما بعد فضا و زمان و شاید ذخامت آن طوری طراحی شده است که نه به اندازه ای قوی و ذخیم است که حالت اول رخ بدهد و خمیدگی رخ ندهد و نه به اندازه ای بود که خمیدگی بیش از حد وجود حیات را به شکل دیگری مختل کند.
در نتیجه گیری نهایی این مورد از جهان هستی نیز به ندازه و بصورت متعادل تنظیم شده است و بدون تردید هیچ چیزی که دارای اندازه و مقیاس مشخص باشد نمی تواند تصادفی باشد.
خداوند در سوره فاطر آیه 41 می فرمایند: یقیناً خدا آسمان ها و زمین را از اینکه از جای خود منحرف شوند [و فرو ریزند] نگه می دارد. و اگر منحرف شوند هیچ کس بعد از او نمی تواند نگاهشان دارد؛ مسلماً خدا همواره بردبار و بسیار آمرزنده است.
---------
جهت عضویت در کانال تلگرام خدا دین علم کلیک کنید
https://t.me/khoda_din_elm
جهت فالو کردن صفحه اینستاگرام خدا دین علم به پیوند زیر بروید https://www.instagram.com/khoda_din_elm