بحث خداشناسی درباره به هم پیوستگی طبیعت با مثال جنگل های حرا و گل خورک

جنگل های حرا یکی از زیبا ترین شاهکارهای هنری آفریدگار جهان است و همانطور که میدانید زیبایی بی نظیر و خیره کننده این جنگل ها بخاطر فرو رفتن گیاهان آن در داخل آب است که زیبایی خاصی به آن می بخشد.

اما جنگل های حرا نباید وجود داشتند زیرا ریشه های آنها در میان گل و لایی که آب با خود می آورد مدفون میشود و در حالت عادی ریشه های گیاهان حرا نباید توانایی تنفس داشتند و گیاهان حرا باید خفه می شدند،اما در اینجا یک اتفاق بسیار زیبا افتاده است.

آفریدگار جهان هستی موجودی بنام گل خورک آفریده است که هر چند از گل تغذیه نمیکند ولی با حرکت خود در میان ریشه ها گل و لای ناشی از رودها را از ریشه های درختان حرا پاک میکند و به ریشه های درختان اجازه تنفس میدهد،در نتیجه جنگل های حرا امروز وجود دارند.

همانطور که مشاهده کردید جز به جز این طبیعت به هم پیوسته هستند و در صورت نبود یک جز جز دیگر می لنگد،اما طبیعت همیشه در حال تعادل است،مثلا اگر تعداد پرندگانی که از گلخورک تغذیه میکردند بیشتر بود،نسل گلخورک منقرض میشد و جنگل های حرا هم از بین می رفت،اما همه قطعات این زنجیر به هم پیوستگی دارند،در نتیجه جهان ما امکان ندارد حاصل یک تصادف باشد و بدون تردید یک آفریدگار قدرتمند قطعات این زنجیر را به هم پیوند داده است.

جهت عضویت در کانال تلگرام وبلاگ کتاب جنگل کلیک کنید

https://t.me/jungle_book_farsi

جهت فالو کردن صفحه اینستاگرام این وبلاگ به لینک زیر بروید

https://www.instagram.com/jungle_book_farsi

جهت عضویت در کانال تلگرام دنیای علم(شامل نوشته های کیهان شناسی و حیات وحش کلیک کنید)

https://t.me/ramin_science

جهت ارتباط با نویسنده تارنما در تلگرام به این آیدی پیام بدهید

بحث خداشناسی درباره عجایب تخم جانداران

تصویر زیر آناتومی تخم یک دایناسور را نشان میدهد،این ویژگی ها در تخم سایر جانداران نیز وجود دارد.

در گذشته درباره شگفتی های خلقت پوسته تخم جانداران بحث کرده ایم،اما تخم جانداران دارای شگفتی های دیگری نیز است که عظمت خلقت خداوند را به خوبی نشان میدهد.

بعضی از تخم های سنگواره شده حاوی بچه دایناسورهایی هستند که برای بیرون آمدن آماده شده بودند،اما قربانی فاجعه ای شد اند از این بچه های بد اقبال فقط توده ای استخوان باقی مانده است،اما دانشمندان فهمیده اند که بچه درون تخم چه حالتی داشته است،درست مثل این خزنده پای آماده بیرون آمدن از تخم،مقایسه تخم خزندگان و پرندگان امروزی سرنخ هایی از ساختار تخم را به ما می دهد.

نکته ای که باید اشاره کرد این است که ساختار تخم پرندگان امروزی نیز دقیقا مشابه دایناسور هاست،با مشاهده عظمت خلقت یک تخم بشریت می تواند وجود آفریدگار را احساس بکند.

مثلا درباره کیسه سقا سوالی که میشود این است که اگر این ساختار در طول زمان پدید آمده است(انتخاب طبیعی)جنین های جاندار فضولات خود را قبل از آن کجا می ریخته است.

یا درباره پوسته تخم که به گونه ای طراحی شده است که هوا را از خود عبور میدهد،حال اگر جهان تصادفی بود و دارای این آفرینش دقیق نبود ممکن بود زمانی پوسته تخم به گونه ای بوده باشد که هوا را از خود عبور ندهد در نتیجه جاندار در درون تخم خفه میشد و ادامه نسل ممکن نبود.

در باره زرده تخم نیز اگر بدن ماده از ابتدا نمی دانست که باید مقداری اندوخته غذایی باید وارد تخم بکند،همه جانداران درون تخم از بین می رفتند و این مساله نمی توانست تا زمانی که انتخاب طبیعی اصلاح خود را انجام میدهد تداوم بیابد.

از همه اینها زیبا تر وجود غشا پوسته است که به قدر هوشمند طراحی شده است که اجازه عبور رطوبت از درون تخم را نمی دهند،در نتیجه جنین خشک نمیشود،ولی در عوض از بیرون اجازه عبور اکسیژن را میدهد و جنین خفه نمیشود،حال تصور کنید که همین ساختا از ابتدا وجود نداشت و باید توسط انتخاب طبیعی شکل میگرفت،ایرادی که پیدا میشد این بود که جنین همه جانداران تا چند هزار سالی که انتخاب طبیعی اصلاحات خودش را انجام بدهد از بین می رفت و تداوم نسل ممکن نبود.

دوم بدن مادر که یک بار تخم را از خود دفع کرده است از کجا باید این آگاهی را کسب کند که بار دوم باید این اصلاحات را روی تخم انجام بدهد؟

مشاهده میکنید که بدون در نظر گرفتن نقش خالق از یک جانب مسیر ادامه نسل جنین بسته میشود و از یک طرف بدن جانداران هم به گونه ای نیست که در بار دوم تخم گذاری خود این مسیر را تنظیم کند،در نتیجه وجود آفریدگار از این معادلات قابل حذف نیست و جانداران وجود دارند چون خدا وجود دارد.

بحث خداشناسی درباره خمیدگی بعد فضا و زمان توسط خورشید

یکی از زیبایی های آفرینش خداوند در هم تنیدگی پدیده ها در جهان هستی است،مثلا در مورد خورشید که حیات ما به آن وابسته است و به ما گرما و نور می بخشد،این پدیده نیز صدق میکند که در ادامه به آن می پردازیم.

همانطور که می دانید یکی از ضروریات وجود حیات در کره زمین گرما و نور است که در درجه نخست حیات بخش ما است و در درجه دوم از موارد ضروری برای رشد گیاهان و درختانی است که جانداران از آن تغذیه میکنند،اما ضرورت استفاده از خورشید این است که از فاصله ای به بعد به آن نزدیک نشویم و از فاصله ای به بعد از آن دور نشویم زیرا در صورت نزدیک شدن به قدری سطح زمین داغ میشود که حیات از بین میرود،و در صورت دور شدن از خورشید هوا به اندازه ای سرد میشود که دوباره حیات در زمین به خطر می افتد،مثال های عینی این مساله در منظومه شمسی ما می تواند شامل ناهید و زهره برای نزدیک بودن به خورشید و مریخ برای دور بودن از خورشید باشد،حال ممکن است برخی از جریان های آتئیستی این مساله را به تصادفی بودن و احتمالات نسبت بدهند،در پاسخ باید گفت خیر،خداوند یکی از دلایلی که ناهید و زهره و مریخ را آفرید ممکن است تلنگری برای ما باشد که نسبت به ضعف خود در جهان هستی پی ببریم.

حال وارد مساله اصلی این مبحث میشویم،به گزارش سایت بیگ بنگ در واقع این گرانش ِ خورشید و خمیدگی فضا-زمان در اطرافش است که باعث می‌شود سیارات به دور آن بچرخند، درست همانطور که گرانش “زمین” ماه و ماهواره‌ها را به دورش نگه می‌دارد. علت اینکه سیارات درون خورشید سقوط نمی‌کنند این است که آنها به اندازه‌ای مناسب سریع حرکت می‌کنند.

نکته دیگری که باید اضافه کرد هر جسمی نسبت به گرانش خود در فضا منجر به ایجاد گرانش در محیط اطراف میشوند و سیاهچاله ها که گرانش بیشتری دارند منجر به پارگی بعد فضا و زمان میشوند.

حال فرض کنیم این خمیدگی وجود نداشت در نتیجه مدارهایی که در بالا به آنها اشاره شد وجود نداشتند و در نتیجه یا زمین از خورشید فاصله میگرفت یا با احتمال زیاد بروی آن سقوط میکرد، علت وجود مدارها گرانش است که خمیدگی در فضا و زمان را پدید می آورند،حال وارد مبحث پیچیده تر میشویم؛

اگر جهان ما دارای آفریدگاری نبود و ما تصادفی بودیم به احتمال زیاد یکی از دو نقص زیر در ساز و کار جهان رخ میداد؛

نقص اول این بود که بعد فضا و زمان ممکن بود به اندازه ای ذخیم و محکم باشد که دچار خمیدگی و بریدگی نشود،در نتیجه گرانشی وجود نداشت و اساسا سیارات به دور ستاره ها پایدار نبودند ما وجود نداشتیم،علاوه بر آن سیاهچاله ها نیز وجود نداشتند که ستاره ها و برخی از اجرام را بخورند و به خارج از جهان هستی انتفال دهند در نتیجه جهان ما به دلیل وجود ستاره های بیشتر و اجرام بیشتر گرم تر و غیر قابل سکونت تر میشد.

حال نقص دوم بعد فضا و زمان بسیار نازک بود،در نتیجه خورشید و همه اجرام به اندازه ای روی محیط اطراف خود گرانش ایجاد میکردند که منجر به پارگی آن می شدند و باز کل اجرام جهان هستی پایدار نبودند و دوباره به خارج از جهان می افتادند،و یا خمیدگی که در اطراف رخ میداد به اندازه ای بود که گرانش و نور ستاره اثرش را بر سیارات مجاور از دست می داد و سیاره از ستاره دور میشد.

اما بعد فضا و زمان و شاید ذخامت آن طوری طراحی شده است که نه به اندازه ای قوی و ذخیم است که حالت اول رخ بدهد و خمیدگی رخ ندهد و نه به اندازه ای بود که خمیدگی بیش از حد وجود حیات را به شکل دیگری مختل کند.

در نتیجه گیری نهایی این مورد از جهان هستی نیز به ندازه و بصورت متعادل تنظیم شده است و بدون تردید هیچ چیزی که دارای اندازه و مقیاس مشخص باشد نمی تواند تصادفی باشد.

خداوند در سوره فاطر آیه 41 می فرمایند: یقیناً خدا آسمان ها و زمین را از اینکه از جای خود منحرف شوند [و فرو ریزند] نگه می دارد. و اگر منحرف شوند هیچ کس بعد از او نمی تواند نگاهشان دارد؛ مسلماً خدا همواره بردبار و بسیار آمرزنده است.

---------

جهت عضویت در کانال تلگرام خدا دین علم کلیک کنید

  https://t.me/khoda_din_elm

جهت فالو کردن صفحه اینستاگرام خدا دین علم به پیوند زیر بروید https://www.instagram.com/khoda_din_elm